صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
106
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
حسب هر يك از دو جزء ، صورتى دارد . صورت محسوس و جسمانى وى : راست قامت بودن او و مو نداشتن چهره و خندان نبودن وى است ؛ و صورت معقول و روحانى او : عقل ، انديشه و نطق است . گفتند : « حيوان ناطق » است ولى منظورشان از ناطق بودن تنها به لفظ و سخن نيست ، بلكه معانى خاص انسان است كه از همهء آنها به نطق تعبير كردهاند . گاهى از يك چيز به ويژگى خاص ، برتر يا نخست او بيان مىشود . مانند آن كه مىگوييم : سورهء الرحمن ، يا سورهء يوسف و . . . انسان به دو وجه گفته مىشود : عام و خاص . عام ، به هر موجود راستقامت با ويژگى انديشه و بهرهمندى از علم گفته مىشود ؛ و خاص ، به كسى گفته مىشود كه حق را بشناسد و از آن پيروى كند ، و خير را بشناسد و به حسب توانايىاش انجام دهد . اين معنايى است كه انسانها در آن از هم برترى مىيابند و تفاوت عمده خواهند داشت و به حسب كسب آن امور ، شايستهء انسان بودن هستند و اين در ارتباط با فعل خاصّ انسان است ؛ و گفته مىشود : فلانى انسانتر است .